۱۱۰۰

هوا سنگین است. روزنامه‌ها هر روز خبر از جنایت‌ها می‌دهند و قربانی‌ها و آوار‌گی‌ها. خبر خواندن این روزها دلِ شیر می‌خواهد و وجدانی که خوابش نمی‌بَرَد؛ اما خِسران کم و بیش در همه حال باقیست. مردمِ آرزومند، مردمِ دلتنگ، مردمی که تنها پیِ ذره‌ای آرامش‌اند که بمانَد، همه خواسته و ناخواسته از حُزنی که همواره جاریست در خود گم می‌شوند. آدم نمی‌داند به کدام فکر کند، به آنچه می‌خواست و نبود و نیست، یا به آنچه خوب بود و حالا نیست. بدبختیش اینجاست که حُزنِ این روزها صف نمی‌کشد، آمد و شدی در کارَش نیست، یکباره آوار می‌شود و می‌مانَد.
۱۱ آبان ۱۳۹۳
/ 0 نظر / 16 بازدید